ستون دین
هر چیزی که برای شناخت و خواندن نماز برای رستگاری نیاز است.
                                                                 
آرشیو وبلاگ
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
< امّتم همواره در خیر و خوبى اند تا وقتى که یکدیگر را دوست بدارند، نماز را برپا دارند، زکات بدهند و میهمان را گرامى بدارند...///نماز کلید همه خوبی هاست.///نماز در اول وقت خشنودى خداوند، میان وقت رحمت خداوند و پایان وقت عفو خداوند است.///اى مردم همانا نمازگزار هنگام نماز با پروردگار بزرگ و بلند مرتبه اش مناجات مى کند، پس باید بداند چه مى گوید. ///بنگر در چه (لباسى) و بر چه (چیزى) نماز مى گزارى، اگر از راه صحیح و حلالش نباشد، قبول نخواهد بود.///خداوند از هر کس یک نماز و یا یک کار نیک را قبول کند، عذابش نمى نماید. ///پیامبر(ص)
سه‌شنبه 6 دی‌ماه سال 1390 :: 10:45 ب.ظ ::  نویسنده : رامین اقبالی

این پست شامل یک داستان آموزنده از امام سجاد(ع) که چرا ایشان این همه نماز می خواندند.

 ملاقات جابر هنگام نماز  

نمازهاى آن حضرت ، اهل بیت او را بسیار ناراحت کرده بود، به طورى که روزى فاطمه دختر امیر المؤ منین پیش جابر بن عبدالله انصارى آمد و گفت :
اى جابر! تو اصحاب بزرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) هستى و ما اهل بیت به گردن حق بسیار داریم . از بازماندگان اهل بیت رسالت تنها على بن الحسین بیشتر باقى نمانده است و او هم بر خود ستم مى کند؛ زیرا بر اثر کثرت نماز و سجده هاى طولانى پیشانى ، زانوها و کف دست هاى او پینه بسته و مجروح شده است ، بدن او نحیف و لاغر و کاهیده گردیده ، به نزد او برو و التماس کن شاید قدرى نمازهاى خود را کمتر کند.
جابر چون به خدمت آن حضرت رسید، دید در محراب نشسته در حالى که نماز و عبادت ، بدن شریفش را لاغر و نحیف گردانیده است . امام ، جابر را اکرام و احترام کرد و در پهلوى خود نشانیده و با صداى بسیار ضعیف احوال او را پرسید.
بعد از آن جابر گفت : یا ابن رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ! خداوند عالمیان بهشت را براى شما و دوستانتان خلق کرده و جهنم را براى دشمنان و مخالفان شما آفریده است ، پس چرا این قدر به خاطر نماز به خود زحمت مى دهید؟
فرمود: اى جابر! پیامبر بزرگوار اسلام صلى الله علیه و آله و سلم با آن کرامت و عظمتى که پیش خداوند داشت و ترک اولاى گذشته و آینده او را آمرزیده بود، نماز و عبادت را ترک نکردند تا جایى که ساق و قدم مبارکشان ورم کرده و مجروح شده بود.
اصحاب عرض کردند: یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ! چرا این قدر به خود زحمت مى دهید و حال آن که خداوند بر تو تقصیر نمى نویسد؟
فرمود: آیا من بنده شاکر خدا نباشم و شکر این همه نعمت هایى را که به من داده است ترک کنم ؟!
جابر عرض کرد: یا ابن رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم اقلا بر مسلمانان رحم کنید که به برکت شما خداوند بلاها را از مردم دفع نموده و آسمان ها را نگاه مى دارد و عذاب خود را بر ایشان نازل نمى کند.
فرمود: اى جابر! بدان که من بر طریق پدران خود خواهم بود تا ایشان را ملاقات کنم .