X
تبلیغات
رایتل
 
ستون دین
هر چیزی که برای شناخت و خواندن نماز برای رستگاری نیاز است.
                                                                 
آرشیو وبلاگ
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
< امّتم همواره در خیر و خوبى اند تا وقتى که یکدیگر را دوست بدارند، نماز را برپا دارند، زکات بدهند و میهمان را گرامى بدارند...///نماز کلید همه خوبی هاست.///نماز در اول وقت خشنودى خداوند، میان وقت رحمت خداوند و پایان وقت عفو خداوند است.///اى مردم همانا نمازگزار هنگام نماز با پروردگار بزرگ و بلند مرتبه اش مناجات مى کند، پس باید بداند چه مى گوید. ///بنگر در چه (لباسى) و بر چه (چیزى) نماز مى گزارى، اگر از راه صحیح و حلالش نباشد، قبول نخواهد بود.///خداوند از هر کس یک نماز و یا یک کار نیک را قبول کند، عذابش نمى نماید. ///پیامبر(ص)
سه‌شنبه 6 دی‌ماه سال 1390 :: 10:29 ب.ظ ::  نویسنده : رامین اقبالی

نماز علی (ع) والا ترین نوع نماز است که هیچ احدی نتوانسته و نخواهد توانست مانند ایشان امانت الهی را به خدا باگرداند.


حضرت على (علیه السلام ) و نماز


  اهمیت نماز را ما باید از رفتار و کردار و اعمال پیشوایان دین به دست آوریم و ببینیم آن ها چگونه به نماز اهمیت مى دادند، چگونه آن را به جاى مى آورند.

امیر المؤ منین (علیه السلام ) آن قدر به نماز اهمیت مى داد که حتى در جنگ صفین هنگام نماز، دست از جنگ کشید و همان جا مشغول نماز شد.
در این باره ابن عباس چنین مى گوید: هنگامى که على (علیه السلام ) در جنگ صفین سر گرم نبرد با دشمن و در میان دو لشگر در حال رفت و آمد بود دیدم دائم به آسمان نگاه مى کند. مراقب وضعیت و حرکت خورشید است که ببیند چه وقت به وسط آسمان مى رسد تا نماز ظهر را در اول وقت بخواند.
ابن عباس عرض کرد:
یا امیر المؤ منین ! این چه کارى است که مى کنید؟ نگران هستید؟ چرا دائم به آسمان نگاه مى کنید؟
فرمود:
نگاه مى کنم ببینم کى وقت زوال ظهر مى شود تا ظهر را اول وقت بخوانیم .
ابن عباس گفت :
آیا در این میدان جنگ و با این سیل دشمن که هر لحظه ممکن است بتازند و برما قالب شوند چه وقت نماز خواندن است ؟
حضرت على (علیه السلام ) فرمود:
اى ابن عباس ! جنگ با ایشان بر سر چه چیز است ؟ مگر نه این است که تنها جنگ ما با ایشان بر سر نماز است .
و در این باره ابن عباس مى گوید: حضرت على (علیه السلام ) حتى در لیلة الهریر (شب آخر جنگ که شب بسیار خطرناکى بود) نماز شبش ترک نشد.


در همین جنگ جراح پیش امام حسن آمد و گفت : چگونه باید تیر را از پاى مبارک پدرتان بیرون آوریم ؟
فرمود: نزدیک نماز است ، صبر کنید وقتى پدرم مشغول نماز شد، آن موقع محو در ذات و جمال الهى شده و از خود بى خبر گشته و دیگر درد را احساس نمى کند در آن موقع تیر را بیرون آورید.
آن ها هم صبر کردند تا هنگام نماز، وقتى آن حضرت مشغول نماز شد، دکتر جراح آمد و پاى آن حضرت را عمل نمود و تیر را بیرون آورد در حالى او متوجه نشد.
بعد از نماز فرمود: فرزندم ! این خون هایى که در سجاده ریخته شده کجا بوده است ؟
عرض کردند: یا امیر المؤ منین !
پاى مبارک شما را عمل کردند و تیر را بیرون آوردند و این خون ها بر اثر عمل کردن پاى شماست .

آن حضرت ، چنان به نماز اهمیت مى داد که هنگام نماز رعشه بر اندامش ‍ مى افتاد و بدنش مى لرزید اعضاء و جوارحش دگرگون و رنگش متغیر مى شد.
عرض کردند: یا على ! سبب چیست که هنگام نماز، بدن مبارکتان مى لرزد و رنگتان زرد و متغیر مى شود و از خود بى خود مى شوید؟
فرمود: هنگام نماز، موقع رد کردن امانت الهى است . نماز یکى از امانت هاى بزرگ خداوند است . در فکرم که چگونه آن امانت را به صاحبش رد کنم که خیانت در آن نکرده باشم و صحیح و سالم به دست او بسپارم .
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند

چهره حضرت على هنگام نماز 

   درباره زرد شدن رنگ حضرت امیر المؤ منین (علیه السلام ) چنین آمده است که :

آن بزرگوار زنى را خواستگارى نمود.
زن گفت : باید آن حضرت را هنگام نماز ببینم . چون آن حضرت ، مشغول نماز شد رنگشان زرد و متغیر گشت .
زن چون نگاه به چهره زرد على انداخت خوشش نیامد و ازدواج را قبول نکرد، تا روزى که آن حضرت به سوى میدان جنگ رفت . هنگام بر گشتن در حالى بودند که صورتشان مثل ماه شب چهارده مى درخشید و نورانى بود.
باز زن ، حضرت را با آن چهره نورانى مشاهده کرد. از او خوشش آمد و تن به ازدواج داد، کسى را خدمت آن جناب فرستاد و تقاضاى ازدواج با حضرت را کرد.
در جوابش فرمود:
الفتى فاتک یا فاتک
اى فاتک ! (نام آن زن بود) جوان مرد از تو فوت شد و از دستت رفت دیگر به وصال او نمى رسى .
در اهمیت دادن آن جناب به نماز همین بس که شب ها هنگام نماز از خوف خدا غش کرده و روزى زمین مى افتاد. مردم خیال مى کردند از دنیا رفته است . مى آمدند خدمت حضرت فاطمه و به او تسلیت مى گفتند. فاطمه سؤ ال مى کرد در چه حالى على (علیه السلام ) از دنیا رفته است ؟
عرض مى کردند: در حال نماز.

مى فرمود: آن حضرت ، از دنیا نرفته ، بلکه از خوف خدا غش کرده است.




منابع

سجاده عشق/فصل۴